دختر 15+1 ساله

 
zirshalvari
Friday, July 04, 2003

يه سال درس خوندن... يه سال زحمت كشيدن.. يه سال از همه خوشيا محروم بودن..... و يه سال نگراني از سرنوشت آدم اينكه چيكاره ميشه, اگه قبول نشه

چي ميشه؟ و............ همه و همه امروز با سياه كردنه يه سري مربع كوچولو تموم شد. امروز و ديروز تعيين شد كه كيا دكتر ميشن؟ كيا مهندس ميشن؟

كيا زحمتاشون نتيجه داد و كيا دوباره بايد بعده اين همه درس خوندن كتابا و دفترا رو واسه يه سال ديگه جلو خودشون پهن كنن.....

يه ساله تموم, كلي دختر پسر 18 ساله با استرس كنكور ,خوابيدن,بلند شدن ,خنديدن, گريه كردن و خلاصه زندگي كردن......

دلم ميخواد همه اونايي كه
زحمت كشيدن قبول بشن! .........
Wednesday, July 02, 2003

ميدوني, بعضي چيزا ميگذره و ميگذره تو تازه بعده چند روز ميفهمي چه گند كاري بالا آوردي.... بعضي چيزا به ظاهر تموم شده به نظر ميرسه ولي, ولي

واسه تو يه شروع تازست. واسه سرزنش كردن خودت , واسه ابراز پشيموني يا شايدم واسه جبران خيلي دير باشه....موقعي كه بايد خوش سر و زبون باشي,

رگ خجالتيت گل ميكنه.موقعي كه بايد تيز باشي, عين عقب افتاده ها و بزغاله ها پپه بازي در مياري.همممممم.............. خودمم نميدونم چرا اينجوري

شده بودم..... نميخوام بگم تو چه موقعيتي اينا واسم پيش اومده. حوصله اينكه يه مشت بيكار بشينن واسم حرف در آرن و تو ميتينگا عين نقل و نبات اين حرفا

رو پخش كنن ندارم... ولييييي........من اينو نميخواستم.....

خب ميدوني , پنهان كاري هم خيلي ترس داره... مگه نه؟
Tuesday, July 01, 2003

من نه كمبود محبت دارم نه خونواده بدي دارم نه تنها هستم! چرا اينجوري فكر ميكنين شما؟ نا اميدم نيستم به خدا! فقط نميدونم چرا لحنم اينجوري شده.! اصلا اخلاقمم عوض شده! كي من اينقدر غر غرو و نق نقو بودم كه الان هستم؟هي! ! !!!!!!!!!!!!!!
Monday, June 30, 2003

ببخشيد؟ شما الان منو ميبينين؟ من به اين گندگي رو تو رخت خوابم نديدن كه بيدارم كنن برم كلاس زبانم! بعدم كلي فكراي ناجور زده به كلشون كه وسط ظهري كجا رفتم........

*******
اه ه ه ه ه ه ه ه ه ه .......... من اولين جلسه از كلاس زبانمو ميخوام :))
Sunday, June 29, 2003

پيشنهاد ميكنم به همه كسايي كه دچار افسردگي شدن برن كلي لباس و از اين خرت و پرتا بخرن , خودشونم تا جايي كه ميتونن خوشگل كنن, به تولدي كه هفته

بعد در راه دارن فكر كنن و اصلا هم به چيزايي ز قبييل اينكه مدرسه نمره هاي زير 14 رو مينداره و با اين حساب اونا 3 تا درسو ميفتن, به قراري كه با

صميمي ترين دوستت داشتي ولي به هم خورد و اينكه شديدا تو خونه جنگ اعصابه فكر نكنن! اونوقت درست همين حالتي بهشون دست ميده كه من الان بهم

دست داده ! يه جور بهت زدگي ...........

دختر 15 ساله


دوستان

سردبير خوردم 

فشار

خورشيد خانوم

زهرا

ساره خانوم

شادي خانوم

عمو حميد

آدمه نصفو نيمه

بوي بارون

اشکان ايزو 9002

سعيد ايزو 9002

فرهاد افتخاري 

 

This page is powered by Blogger. Isn't yours?