دختر 15+1 ساله

 
zirshalvari
Saturday, November 23, 2002

من شادي دوست دختر 15 ساله هستم .متاسفانه دختر 15 ساله ممنوع النت شده چون گويا از درسهاش عقب افتاده . من خدمت رسيدم كه اينو عرض كنم . ضمنآ من هر چند روز يه بار ميام و حرفهاي دختر 15 ساله رو به گوشتون ميرسونم .
تا بعد ………….1
Tuesday, November 19, 2002

براي اينكه از مدرسه اخراج نشم , موهامو ميكنم تو.. موهامو كه ميكنم تو , موهام وز ميكنه.موهام كه وز كنه , خيلي بيريخت ميشم. برا اينكه بيريخت نشم , مجبورم تند تند برم

حموم كه موهام وز نكنه. حموماي من 2 3 ساعتست. تند تند كه ميرم حموم , وقتم گرفته ميشه واسه درس خوندن وقت كم ميارم. وقت واسه درس خوندن كه كم بيارم , افت

درسي پيدا ميكنم. افت كه پيدا كنم ,نمره هام مياد پايين. نمره هام كه بيادد پايين , مامانم دعوام ميكنه. مامانم كه دعوا كنه , اعصابم به هم ميريزه , اعصابم كه به هم بريزه ,

زندگي هم به كام خودم هم به كام ديگرون تلخ ميشه . تلخ كه بشه , آدم افسرده ميشه. آدم كه افسرده بشه ديگه واسش زندگي معنايي نداره , وقتي زندگي واست معنا نداشته

باشه , ميشي مثه يه مرده متحرك. مثه يه مرده متحرك كه بشي............

**************
ميبينين يه حجاب ساده به كجاها ختم ميشه؟
Sunday, November 17, 2002

امروز به چند تا نتيجه رسيدم ::
1ـ موقعي كه اثراي خط مدادي رو كه ديشب تو چشتون كشيدين , صبح تو مدرسه مونده , اصلا و ابدا به چشماي ناظم يا احيانان معلم نگاه نكنين.

2ـ موقعي كه به دلايل كاملا موجه روزه نيستين , در جايي كه در دسترس ناظم هستين , جدا از روزه خواري خدداري كنيد

*********
امروز 2 تا مورد انظباطي واسم نوشته شد. به خاطر همون 2 مورد بالا ! خير سرم موقعي كه معاونمون اومد تو كلاس تا واسمون صحبت كنه , خواستم بگم خيلي بچه خوبيم

و به حرفاش توجه دارم , همش موقع حرف زدن چشم تو چشماش داشتم , داشتم نگاش ميكردم. حرفاش كه تموم شد , گفت بيا بيرون ببينم. من فكر كردم ميخواد ازم تشكر كنه به

خاطر اينكه تنها كسي بودم كه به حرفاش گوش ميدادم. ولي تا در كلاس بسته شد , تو راهرو بهم توپيد كه اين مدادا چيه تو چشت؟ چه از نظر پرعي چه از نظر عرفي درست

نيست يه دختر 15 ساله آرايش بكنه ! خلاصه هي خواست اشك ما رو در آره , ديد من هي با خنده ميگم چشم ديگه تكرار نميشه. از خونسردي من حرصش در اومد رفت يه

منفي گذاشت. واسه بيشتر در آوردن حرصش بهش گفتم دستتون درد نكنه بعدم با خنده رفتم بيرون !!

***********

زنگ تفريح به دلايل كاملا موجه داشتم روزمو ميخوردم. اونم تو كلاسي كه اكثرا روزه نيستن. اومد تو كلاس از اون همه كه داشتن بخور بخور ميكردن فقط منو ديد. باز

كشوندتم بيرون , گفت چه از نظر شرعي چه از نظر عرفي درست نيست يه دختر 15 ساله روزه خواري بكنه . بعد هم يه منفيه ديگه !

خلاصه اينكه اين معاون 22 ساله ي ما مثل اينكه بدجوري جو زده شده. يادش رفته كه خودش تا 4 سال پيش پشت همين ميزا ميشسته..... ولي آدم اكه هم جو زده بشه كه نبايد

عقده هاشو رو يه نفر خاص نشونه بگيره كه... بايد بين 600 تا بچه تقسيم كنه. مگه نه؟

دختر 15 ساله


دوستان

سردبير خوردم 

فشار

خورشيد خانوم

زهرا

ساره خانوم

شادي خانوم

عمو حميد

آدمه نصفو نيمه

بوي بارون

اشکان ايزو 9002

سعيد ايزو 9002

فرهاد افتخاري 

 

This page is powered by Blogger. Isn't yours?