دختر 15+1 ساله

 
zirshalvari
Saturday, November 16, 2002

Friday, November 15, 2002


اينم از توماس ( همون خواننده مدرن تاكينگ با مامانش. موقعي كه داشتم اين عكسه رو ميذاشم تو وبلاگم , بابام اومد گف اين پسره كيه؟ هر چقدر گفتم يه خوانندس باور نكرد.

آخر اومد مامانم واسطه شد كه به بابام ثابت كنه اين آقا هيچ نسبتي با من نداره ! ( خداييش آخه اين به من ميخوره؟!!! )

فييييييييييييييييييييييييين............ فييييييييييين........ فيييييين.........

از بس امروز بغل دستيم سر آزمون فين كرد , آزمونمو گند زدم......... فييييين.... تا ميخواستم سر يه تست حواسمو جمع كنم : فيييييييين. فيناش صداي سوت قطار ميداد. هنوز

صداش تو گوشمه... الانم با اينكه 1 ساعته اومدم خوهنه , تا ميخوام حواسمو گرم يه مساله كنم تا حلش كنم : فيييييييييييين...... مني كه تو آزمون قبلي رياضي 90% شيمي 70%
زبان 100% عربي 87 % زدم , امروز از بس فين كرد فك كنم همه درصدام منفي بشه....فيييييييييييييييين..... خير سرت تو كه مريضي چرا مياي آزمون ميدي كه من

و امثال من با اون صداي فينات كه ئثه سوت قطار ميمون آزمونمونو گند بزنيم؟

****************
اعصابم خط خطيه از دست صداي فيناش...... فيييييييييييييييييييييين


Wednesday, November 13, 2002

بالاي شهر پايين شهر......

داستانش قشنگ بود ولي بازيگراش خيلي آماتور بودن. خيلي تصنعي بازي ميكردن.... خوشگلي و خوشتيپي هم يه معيار واسه بازيگر شدن هست , ولي نبايد كه بقيه

معيارارو زير پا گذاشت. مگه نه؟
*********
خوب شد ديروز رفتم سينما چون هيچي امروز امتحان نگرفتن. شانسه ديگه !!!!!

************
نوشتنم نمياد................
Tuesday, November 12, 2002

بعده 2 ماه دارم ميرم بيرون ميگردم............ اخيششششششش...........دارم ميرم سينما...... حالم كلي گرفته بود... ديگه قيد درسو زدم .بابا اصلا واسم روحيه نمونده كه. فردا

ااااهم مثلا امتحان عربي داريم خير سرم منم دارم ميرم عياشي....... آخيش........ دلم داره وا ميشه. بارونم داره مياد. به به............پيش به سوي آزادي , عياشي و سينما !




Monday, November 11, 2002

آدما دارن پيش به سوي متمدن شدنو مودب شدن ميرن , من دارم پيش به سوي وحشي شدن و قانون جنگلي ميرم امسال نميونم چرا با همه ي معلما لج افتادم. باهاشون دوس دارم

دعوا كنم. گاهي موقع ها هم دلم ميخواد اونقدر تا ميخورن بزنمشونا . امروز ميخواستم با معلم قرآنمون دعوا كنم , ولي ياد عواقبش كه افتادم هي جلو خودمو ميگرفتم. واسه اينكه

پشيمون بشم نوكه اتودمو تا آخر هي ميكردم تو دستم كه به هوش بيام نرم دعوا. ببينم , من امسال چرا اينجوري شدم؟ اينم از ويژگي هاي دبيرستانه؟
********
آي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي نفس كش.......................
Sunday, November 10, 2002

اينكه آدم رو دوستاش حتي از خودشم بيشتر تعصب داشته باشه خيلي خوبه. اون روز تو موسسه زبان , يكي از دخترا يه جيزي بهم پروند , محلش نذاشتم. رومو كه برگردوندم

ديدم روشنك ( دوسته من ) داره باهاش دست به يقه ميشه كه به تو چه مربوط؟ كلي حال كردم. ولي واقعا از بس آتيشي شده بود هي ميگفتم ول كن بابا , دست بردار نبود..

ببينم , شما هم در باره با دوستاتون اينطوري هستين؟

*********

امروز 4امين روزه كه دارم روزه ميگيرم. به هيچي نخوردن تو طول روز عادت كردم.حالا يه سوالي كه واسم پيش مياد اينه كه من چطوري تو روزاي عادي ميتونستم 3 وعده غذا بخورم؟
****
امروز مامانم واسه اينكه يه هفتست كه دارم حجابمو تو مدرسه رعايت ميكنم واسم جايزه يه عطر خريد. حالا منو با اين كارش بد جوري تو رودربايستي انداخت. آخه

ميخواستم دوباره موهامو بذارم بيرون , با اين كادو ديگه روم نميشه.. حالا ايشالله از هفته ديگه !

*******
30 تا سوال رياضي وحشتناك + امتحان رياضي... خدا بهم صبر بده. خدايا كي از اين رياضي كه اينقدر ازش نفرت دارم خلاص ميشم؟

دختر 15 ساله


دوستان

سردبير خوردم 

فشار

خورشيد خانوم

زهرا

ساره خانوم

شادي خانوم

عمو حميد

آدمه نصفو نيمه

بوي بارون

اشکان ايزو 9002

سعيد ايزو 9002

فرهاد افتخاري 

 

This page is powered by Blogger. Isn't yours?