دختر 15+1 ساله

 
zirshalvari
Friday, October 18, 2002

امروز جمعه اس.اين جمعه هم كه ينقد منتظرش بودم كه بتركونم تموم شد. 1 ساعت ديگه تموم ميشه. بدون اينكه تركونده باشم !!

از ساعت 5 عصر همينجوري دارم ميخونم و ميخورم و ميخونم. اصلا من درس ميخونم اشتهام بينهايت ميشه. همينجوري بايد بخورم تا درسو بفهمم. 1 كلمه درس خوندنه من مساويه با

خالي شدنه يخچال خونه ! واسه همينم هس كه تو سال تحصيلي تپل ميشم. حالا امسال دارم يه كم رعايت ! ميكنم كه زياد نخورم. آخه ميخوام تولد بگيرم پاي آبروم در ميونه ! تپلي بد

نيستم. ولي خب باريكم نيستم. بياين تولدم خودتون ميبينين ديگه !!
***
15 -20 نفر دعوت ميكنم. اكثرا وبلاگين به جز 4 5 تاشون.خوبه نه؟

************
امروز رفته بودم يه جاي خيلي بد كه فقط خرخونا ميرن . اگه گفتين كجا؟؟
**********
راستي , ميلم بلوكه شده. يهني همه ايميلا برگشت ميخوره. ميل باكسم پر نيست. جز يه نامه هيچي توش نيست. پس چرا ايميلم بلوكه شد؟بايد يكي ديگه بسازم. حالا ساختم اينجا آدرسشو

حتما ميگم.ياهو هم تازگيا با من سر لج افتاده ها !
***
Thursday, October 17, 2002

بعضي موقع ها آدم به پشت سرش كه نگاه ميكنه, به كارايي كه اونقد واسش مهم بودن , به كسايي كه حتي به خاطرشون تن به گريه داده و به خيلي چيزاي دگه خندش ميگيره. ميگم

چقدر خر بودما ّ هر چند الانشم هستم ولي نه مث گذشته. الان يه كم منطقي تر شدم.

*********
ديروز صبح ساعت 4 رفتيم بدرقه يكي از فاميلامون ( شايدم دوستامون) فرودگاه. اون داشت بال بال ميزد بره , ولي ما داشتيم بال بال ميزديم كه بمونه..... مامانش داشت هاي هاي

گريه ميكرد , هر چند كه اونم داش دونه دونه اشكاش ميومد پايين, ولي چشاش داش ميخنديد.... من مامانم گريه كنه همه جام با هم گريه ميكنه. حالا چه خوشحال باشم چه ناراحت.
.....
******
من رفتم بخوابم. شب بخير....

Wednesday, October 16, 2002

سر دردام وحشتناكه. نا اميد شدنام وحشتناكه. رفتن بهترين دوستت به خارج وحشتناكه. شنيدن جمله هاي بد د از اين و اون, اين كه هي پشت من واسه اين بلاگ حرف بزنن, اينكه

روزي 10 تا ميل پر از ويروس بياد, اينكه با باز كزدنن يكي از ايميلا مجبور بشي سيستمتو عوض كني وحشتناكه. .... دلم گرفته يه عالمه... نميدونم چرا... ولي حوصله ندارم

اصلا. شايد به خاطر اين باشه كه گند زدم به امتحان رياضيم رفته. يا شايدم به خاطر اين باشه كه ميبينم مقابله اينترنت ضعف دارم. ميينم كه اراده ي مني كه تا چند وقت پيشا مثال زدني

بود, حالا مقابل اين ايتنرنت لعنتي پوچ شده. ......

***********

سرم درد ميكنه اين هوا.................................

*****************
يه جمله ي خيلي خيلي قشنگ شنيدم از ظهر تا حالا فكرم بهش مشغوله:

بيا دنيا بسازيم نه با دنيا بسازيم.............

يه كم فكر كنين ببينين چقد قشنگه؟؟؟؟



Monday, October 14, 2002

فردا امتحان رياضي دارم. الان هيچي نميتونم اينجا بنويسم جز اينكه دعا كنين !!
*****


تا حالا هويجاي به اين خوش هيكلي ديده بودين؟
Sunday, October 13, 2002

كلي سي دي گم كرده بودم ( يه 6 تايي) همش پيدا شد. اينقدر خوشحالمممممممم. دلم واسه ي همه ي آ هنكام تنگ شده بود. اگه امروز فردا پيدا نميشد ميرفتم دوباره مخريدمشون.
******
رشته به رشته ...... هي........ رو توپ نوشته .... هي........ آخر كار چي ميشه ايران برنده ميشه................

امروز زنگ آخر كلاس نداشتيم. بردنمون فوتبال ديديم. داشتم كف ميكردم از دست مسئولامون. خيلي خوبنا؟ كلي هوا بچه ها رو دارن. كدوم مدرسه از كلاس درسش ميزنه ببره بچه ها رو فوتبال؟ تازه , واليبالم رفتيم ديديم..
****
امروز خيابونا واسه برد ايران شولوغ شد؟ دلم ميخواست برم بيرون شلوغيو ببينم ولي اونقدر ز مدرسه اومدم خسته بودم جز خواب هيچ كاري نتونستم بكنم. آههااااي , اونايي كه رفتين, خوش گذشت؟
*******
اولين روز از ماه مهر كه فردا واسه مدرسه كار اينا ندارم. !!!! ديشب تا 2 بيدار بودم داشتم ميخوندمو ميخوندم. تازه , شيمي رو هم نصفه خوندم. زنگ شيمي هم واسه فوتبال پپريد. ميگم بهم وحي ميشه ها !!
***
راستي, كيا چلچراغ ميخونن؟

دختر 15 ساله


دوستان

سردبير خوردم 

فشار

خورشيد خانوم

زهرا

ساره خانوم

شادي خانوم

عمو حميد

آدمه نصفو نيمه

بوي بارون

اشکان ايزو 9002

سعيد ايزو 9002

فرهاد افتخاري 

 

This page is powered by Blogger. Isn't yours?