دختر 15+1 ساله

 
zirshalvari
Saturday, October 12, 2002

من و مينا تو يه كلاس نيستيم. ولي امروز چون معلم رياضي مينا اينا نيومده بود, اودن پيش ما نشستن. نميدونم اين مينا چه جوريه كه هر موقع ميبينم يا باهاش صحبت ميكنم, يه احساسا خيلي خوب و شادي بهم دس ميده. هميشه دارم باهاش ميخندم.
*******
امروز يكي از بچه ها به ايكس گفت ايسك !!!
*********
ايسك و ايگرد را در معادله ي زير پيدا كنيد !!
******
كلي كار و تمرين و درس ريخته رو سرم. خدايا توان دختر 15 ساله را مضاعف بفرما !!!!!! امشب از اون شبايي هس كه فكر كنم بايد تا صبح شب زنده داري كنمو درس بخونم. اي خداااااااا.....................
******
راستي, ميخوام تولد بگيرم !! نتونستم دهنمو قرص نگه دارم آخر لو دادم. حالا بيان جزئيات و اينكه مهمونا كين بمونه واسه بعد......
شايد شما هم بمهمونه خوش شنس اين تولد باشيد !!( اه اه چه از خود راضي ) !!!
****
Friday, October 11, 2002

وقت يخده..............

i have no time !

je n'ai aucune heuree !

ich habe keine Zeit !

( بابا بيخياله كلاس ) : وقت ندارم !!!!!!!
Thursday, October 10, 2002




... به مناسبت تولد بابام ... اين تفاهم بابا و مامانم منو کشته

Wednesday, October 09, 2002

اين جمله رو كه ميگن ؛ جون از تنم داره در ميره ؛ رو زياد شنيده بودم. ولي هميشه ي خدا مسخرش كزدم. ميگفتم وا؟ يعني چي آخه؟ ولي خب امروز, يعني همين الان دارم ميفهمم

اين جمله خيلي درسته و راجع به منم داره صدق ميكنه.اينقدر خستم كه واقعا داره جون از تنم در ميره......
***
من خيلي به نظر خودم خوش سليقم. ولي بچه ها بهم ميگن شتر پسند. هر كي رو بهشون نشون ميدمكه مثلا ببين چقدر خوشتيپه و اينا, ميگن شيبه شتره. نميدونم چرا چششون همرو شترواري ميبينه. اصلا هم اونايي رو كه ميگم خوشگلن شبيه شتر نيستن.همه ماشالله قد بلند, ابرو كمند ...............
******
راستي من تو يه مجله خوندم كه مرداي قد بلند از دختراي كوتاه و دختراي قد كوتاه هم از مرداي قد بلند خوششون مياد. خيلي جالبه نه؟ من خودم قدم كوتاه نيست. ولي آدماي قد بلند( چه دختر چه پسر ) رو دوس دارم.

*****
ديروز خدا بهم اشتباه وحي كرده بود. البته وحيش درست بود كه ازت درس ميپرسن. ولي خب اون درس اجتماعي نبود. عربي بود.منم تو عربي استعداد خدادادي دارم مشكلي نداشتم. ولي بازم ميگم خدا منو خيلي دوس داره.... خيلييييييييييييي.........

*********
آي شترا كجايين كه دلم تنگ شد واستون.......
Tuesday, October 08, 2002

من واقعا دارم به خوش شانسي خودم ايمان ميارم چون هر موقع درس بخونم و خيلي خوب بلد باشم از من ميپرسه. اگه هم نخونم انگار از قبلش بهم وحي ميشه.. يه حسي ميگه كه

دختر 15 ساله فلان امتحان برگزار نميشه امروز قرار بود امتحان ادبيات داشته باشيم, منم ديشب همش پاي نت بودم داشتم از winmx آهنگ ميريختم.

نميدونم اين winmx تازگيا چرا آهنگا رو اشتباه ميده. مثلا اسم يه آهنگ يه چيز ديگست ولي يه چيز آشغال بارت ميكنه. عمو حميد بهم گفته بود مواظب باش از اينجور برنامه ها زياد

پيش ميا. ولي خب.. يه جورايي بد جور خورده تو ذوقمو احساس كلاه رفتن تو سرم ميكنم...

*****

به خدا من تو كاره طراحي صفحات وب و وبلاگ ساختن بيغ بيغم.. هي هر روز 100 تا ايميل و از اين برنامه ها مياد كه واسمون وبلاگ يا لوگو بساز. اگه بلد بودم حتما رو چشمم

ميذاشتم اين درخواستا رو. ولي حالا كه بلد نيستم چيكار كنم؟ يه قول مائده , اينقدر از بيخ عربم كه وبلاگم داره از همه

جاي دنيا , اعم از آمريكا و ايران و اينا ساپورت ميشه. چه كنمي ديگه. 15 سالگي هستو 1000 تا بي عرضگيو از اين جور مسايل.!!!
*******

ورزش امسالمون تو مدرسه شده تير اندازي و كاراته. ميبرنمون باشگاه شهيد مهراني. امروز اولين جلسه تير اندازي بود. ازش خوشم اومد. يه دفعه ديدين دنالشو گرفتم شدم يه تير انداز

حرفه اي ! ولي خيلي سنگينه. نا سلامتي 5 كيلو وزن تفنگشه. از كت و كول افتادم امروز. بد بختانه يا خوشبختانه ( چون ميگن چپ دستا باهوشن) , چپ دستم هستم ديگه نور اعلا

نور ميشه. ولي خداييش ژسته تير اندازي خيلي با كلاسه. خوشم اومد. !!!

********
اينم از ترشك خانوم 13 ساله !
****
اينم از آقا كيانوش !
********
فردا پرسش سفاهي اجتماعي داريم. بهم وحي شده كه ازم ميپرسه. واي خدا كي الان حال اجتماعي خوندن داره؟ خودت يه صبري عطا بفرما !آمييييييييين
Monday, October 07, 2002

شب بخير...
Sunday, October 06, 2002

اينكه آدم مناسبتا رو اصلا به رو خودش نياره ( مثل تولد اينا), اينكه آدم خودشو بزنه به ندونستن با اينكه از همه چي خبر داره و ........... خيلي بده. امروز تولد يكي از فاميلامون

بود كه 37 شد. تو خونشون, تو فاميلشون حتي بهش يه تبريك خالي نگفتن. با 37 سال سن , از بس دلخور شده بود بغض كرده بود. اينقد شوخي باهاش كردم كه يه كم حال اومد.

بيچاره.... من خودم خيلي واسش ناراحت شدم. چون يه سال كه بابام تولد منو به رو خودش نياورد داشت گريم در ميومد.حالا واي به حال يه آدمه 37 ساله كه كلي كار تاحالا واسه

ديگران كرده, ديگران حالا اون همه زحمتو با يه تبريكه خشك و خالي سر و ته نيووردن. من نميدونم اين مناسبتا فقط واسه من خيلي مهمه, يا واسه شما هم اينجوريه؟
****************
ما يه معلمه مرد داريم تو مدرسه, 4 امروز كه سر كلاسمون بود, به يكي از بچه ها كه داشت ميخنديد گفت ؛ برو بيرون؛ بچه ه افتاده يود به التماس آقا حالا ايندفعه رو ببخشين. آقا تو

رو خدا.......... اگه من جاي اون دختره بودم, ميرفتم از كلاس بيرون ديگه هم تو كلاسش به هيچ عنوان شركت نميكردم. اينكه يه پسر جوون ميخوادجذبشو
نشون يه سري دختر 15 ساله بده, همون بهتر كه كنف بشه ,بايد بفهمه بايد حرمت يه دختر 15 ساله رو نگه داشت. از صبح تا حالا دارم خيلي حرص ميخورم. آخه اون دختره نبايد

التماس ميكرد واسه موندن تو كلاس....... بايد ضايعش ميكرد

شما هم با جنس مخالفتون ( البته غريبه) اينجوري هستين؟ من كه با آشنا ها اينجوري نيستم. در مقابلشون خيلي هم انعطاف پذيرم. ولي آخه اين , نه تنها زد اين يچاره رو جلو 30 نفر

آدم ضايع كرد , بلكه غرور يه دختر رو هم خرد كرد. تازه,آشنا هم كه نبود.......... واي اعصابم خرده............... خدا بزنه ضايعش كنه ايشالله........ خدا سوسكش كنه...

******************
اينم از وبلاگ احسان خيلي خيلييييييييييييي عزيزم
تو وبلاگ احسان, هر چقدر مطالب قشنگ بخواين پيدا ميشه.........

دختر 15 ساله


دوستان

سردبير خوردم 

فشار

خورشيد خانوم

زهرا

ساره خانوم

شادي خانوم

عمو حميد

آدمه نصفو نيمه

بوي بارون

اشکان ايزو 9002

سعيد ايزو 9002

فرهاد افتخاري 

 

This page is powered by Blogger. Isn't yours?