دختر 15+1 ساله

 
zirshalvari
Friday, September 13, 2002

واي من كلي به همه قول دادم كه لينك و لوگوشون رو بذارم اينجا.. نميدونم چرا اينقد تنبلم كه گذاشتن يه لينك يا لوگو واسم كاره حضرت فيله؟ خلاصه اينه كلي شرمنده. از همگي

معذرت ميخوام اگه شما هم جزو كسايي هستين كه بهتون قول لينك و لوگو دادم.

كلي هم ايميل جواب نداده رو دستم مونده.. خدا خودت به من يه حوصله اي بده

اينقدر جلو اين ملت ضايع نشم

نا اميد نشيد. حتما به زودي جواب ميلا رو ميكيرين يا اينكه لينك و لوگوتون اينجا اضافه ميشه.



آناهيتا جونم تو هم ببخشيد باشه؟

Thursday, September 12, 2002

امروز از صبح تو خونه تنها بودم.. واسه دومين بار..... نميدونم تنهايي يه جورايي تحملش واسم خيلي سخته. منو ميبره تو يه حس عجيب غريب.. موقعي كه تنها باشم به هويتم شك

ميكنم. مثل امروز 100000 بار ميرم جلوي آينه كه من كيم؟ چيكارم؟ ميخوام جيكاره بشم؟ واسه چي اومدم اينجا؟ چه جوري از اينجا سر در آوردم....؟ چرا سرنوشتم اينجوري شده؟

چرا يه جور ديگه نشده؟..................

اين چند روزه يه جورايي بدجوري قاط زدم... هان؟ من كيم؟

*****
الان يكي تو مسنجر داره حرفايي به من ميزنه كه نبايد بزنه. ميدونم كه بايد نشون بدم دختر خوبيم.. پس همينجوري الكي بدون اينكه تو باغ باشم دارم ابراز احساسات ميكنم..... تظاهرم

كار سختيه.... مخصوصا اگه رو در رو هم باشه..... مخصوصا اگه يكي هم باشه كه 2 ساله كه ميشناسيش......

***

نتيجه كنكور سراسري هم اومده. به همه اونايي كه قبول شدن تبريك ميگم. محصوصا آقا بهامين ( يا به عبارتي آقاي مهندس)

****

راستي... من با آهنگاي WHITNEY HOUSTON هم خيلي حال ميكنم....

مثل الان......

ALL THE MAN THAT I NEED...........

****

من ناراحت نيستم. خيلي هم خوشحالم. فقط يه كم قاطيم.....

*******

ديسه رو امروز تو چت ديدم. دو تامون همديگرو شناختيم. ولي به روي هم نياورديم....

***

امروز كه داشتم وبلاگ سيا رو ميخوندم, ديدم چقدر با معرفته. دختري رو كه اونجور تركش كرده , بازم دوست داره, بازم واسش از عشق ميگه. بدون هيچ رودربايستي, بدون ترس

از اينكه مبادا !! غرور مردونش شكسته بشه مياد ميگه كه هنوزم با اينكه تركش كرده دوسش داره.... چي ميشد همه پسرا اينجوري بودن؟

*****

راستي, به نظر من سيا خيلي قشنگ داستان مينويسه. شما چي فكر ميكنين؟
Wednesday, September 11, 2002

واي خدا؟؟؟؟؟؟؟؟؟ يعني دنيا اينقدر كوچيكه كه من و داداشم يكي رو از طريق همين وبلاگ من پيدا كنيم كه.....؟؟؟؟

خيلي برام جالب بود....

امروز نتيجه زبانمو رفتم گرفتم. خيلي تاپ نشده بودم. يعني اون نمره اي نشده بودم كه خودم فكر ميكردم . ولي معلمه گفت خوبه. خيلي تحويلمون گرفت. با روشنك رفته بوديم. . روشنك از من نمرش بالاتر شد :)

واي اين روشنك چه ماجراهاي عجيب و جالبي داره . واسم نشست تعريف كرد. يه جورايي آدم به خودش اميدوار ميشه اينا رو ميشنوه... بابا d3 كيلو چنده پيش اين ماجراها؟؟؟

دارم به خودم اميدوار ميشم........

راستي... من چيكار كنم كه كم كم دارم شناخته ميشم؟ خودم اينو نميخواستم ولي همه دارن پيدام ميكنن.... د.س ندارم خود سانسوري كنم. :)) ولي با اينم كه بعضيا كه منو ميشناسن

ميان اينجا رو ميخونن موافق نيستم. نميتونم راحت حرفامو بزنم.. يه جورايي گيرم.. كاش شناخته نشده بودم ........

****************
به مناسبت 11 سپتامبر, حتما اين داستانه بن لادن رو كه وندا جونم نوشته بخونين. خيلي قشنگ و جالبه............

من كه كلي سرش خنديدم
........
Tuesday, September 10, 2002

مامانم اينا با بابام رفتن پارك. منو نبردن. مامانم قبل رفتن بهم گفت كه بابات گفته اگه آرايشا رو پاك نكني پارك نميتوني بياي.. منم لج كردم همه چيمو 2 برابر ماليدم و باهاشون نرفتم.

هه هه. فكر كرده. از خودش لجباز تر خودمم.... ولي حوصلم سر رفته.....................دارخم چت ميكنم. ويس چت تو ياهو.. بلكه حال و حوصلم بياد سر جاش
.......

نوشتنم نمياد.............!!!
Monday, September 09, 2002

واي من تا حالا با آهنگاي آلفاويل خيلي حال ميكردم ولي تا حالا نديده بودمش. امروز تو ماهواره شو شو گذاشت از هر چي آلفا ويله افتادم :))

خدا مگه ممكنه كسي كه اينقده آهنگاش باحال باشه سوسول باشه؟ 100% اوا خواهر+ چاشني اضافي!

چه چشمو ابرويي ميومد تو شوشا!!!!

خب حالا آهنگ وبلاگمو هم عوض كردم( يعني خان عمو جونم) زحمتشو كشيد شد آلفاويل. اونم big in japon !! بشنويدش , حال كنيدباهاش, دعاشم به جون منو خان عمو حميد

بكنيد......

**************************************
اسكوتر جونم, بيا اينم از قولي كه بهت دادم. آدمه خوب + بچه باحال= اسكوتر ( اين رمزه )

راستي من از اسكوترم خيلي خوشم مياد. مخصوصا FIRE!!!!!!!

ميخواين عكساي مدرن تاكينگ با دوس دختراشونو ببينين؟ واستون دفعه بعد ميذارم...

.............
Sunday, September 08, 2002

وايييييييييييييي........... كي باور ميكنه من كنكور آزاد كه به طور آزمايشي شركت كرده بودم قبول شدم؟؟؟؟؟؟؟؟اونم تهران!

تهران مركزي دبيري تربيت بدني و علوم ورزشي............ وايي دارم بال بال ميزنم از خوشحالي ............ نميتونم رو پا بند شم. ....... نفسم بالا نمياد........

ايول به خودم!!!!!!!!!!!!!!!!دختره 15 ساله اي كه تازه امسال وارد دبيرستان ميشه كنكور قبول ميشه!!!!!!!!

آفرين گفتن نداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دختر 15 ساله


دوستان

سردبير خوردم 

فشار

خورشيد خانوم

زهرا

ساره خانوم

شادي خانوم

عمو حميد

آدمه نصفو نيمه

بوي بارون

اشکان ايزو 9002

سعيد ايزو 9002

فرهاد افتخاري 

 

This page is powered by Blogger. Isn't yours?