دختر 15+1 ساله

 
zirshalvari
Saturday, August 17, 2002

يه کار E1 خورده بهم !!! التماس دعا!!
کامي

فکر کنم اگر کل اينترنت 3 تا کيانفر داشت وضعش رديف بود چقدر نازه اين بشر!! پيشنهادشم در دسته بررسيه
کامي

من يد قول نيستم اما اين سرور شورشو در آورده منم کلي مطلب از دست دادم بهر حان امشب تستش ميکنم رديف باشه شماره 1 رو ميفرستم
مخلص شما کامي
Friday, August 16, 2002

خب آهنگ اين صفحه قراره توسط آناهيتا خانوم عوض بشه من شنيدمش توپه!!!
کامبيز
Thursday, August 15, 2002

اگر همه موافق باشن ميخوام اولين حکايتو به صورت سريالي شروع کنم ! تا امشب فکر کنم ببينم چي باشه
9:00 جمعه بابا اين هفته چقدر جمعه داره! ولي من خيلي کار دارم بايد کلي لغت زبان که يادم رفته دوباره واسه امتحان بخونم (IELTS)
دفعه قبل يه پيرزن استراليايي اومده بود براي اين دفعه دعا کنين !!!
18:16 حالم از هر چي هنرمند و فوتباله بهم ميخوره !!!
18:20 موضوع فردا معلوم شد !
مخلص شما کامبيز

بقيش فردا

به ما لينک بدين بابا! مخلص شما کامبيز

سلام و ممنون از بچه هايي که پيام داده بودن من با همتون موافقم اما راجع به دردسر خاطرات بگم که من مرغ طوفانم!!! از شانس و معروفيت ما بنده فکر کنم خدمت بعضي دوستان سالهاست ارادت دارم حتي پاسي رياضي 2 دانشگاهمو مديون همين عزيزم که به ما حلل داد!! اونم 6 سال پيش!!! تو يه روز باروني 1100 کيلومتريه تهران ! به هر حال موفق باشن با وب لاگاشون فقط احسان و علي جان به ما لينک بدين بابا! مخلص شما کامبيز

راستي يادم رفت بگم که اگر 15 ساله جون اجازه بده و شما بخواين بهتون ميگم که چه روشهايي واسه حفاظت توي چت روم لازمه و هک که ميگن چيه!!! بچه ها مواظب باشين

خب بالاخره بنده هم قرار شد کارمو اينجا شروع کنم راستش موضوع واسه نوشتن زياده اما ميخوام طوري باشه که اگر شما يک روز به ما سر نزنين سردرد بگيرين و احساس کنين
که يه چيزي گم کردين!!! در اين راه اما اون چيزي که از همه مهمتره اينه که شما هم کمک کنين باور کنين من و دختر 15 ساله همه نظرات شما رو ميخونيم و من اگر فيدبکي از شما داشته باشم شخصا براتون ميل ميزنم الان 3 تا موضوع هست که ميخوام از اين به بعد برحسب طرفدارايي که داره راجع بهش مينويسم اما حتما بما بگيد که چطور بهتره ممنون از لطف شما :

1-راجع به خاطرات دانشجويي مخصوصا بخش خواستگاريهاش و ازدواج هاشو و سرگرفتن ها و جوابهاي رد!!! که هم تجربست هم خنده من خودم همين جا 100% واقعي بودن همه رو تضمين ميکنم!!! البته بما حق بدين که از اسامي مستعار استفاده کنيم چون هنوز خيلي از اين حضرات دانشجو هستن و اگر اينارو بخونن يحتمل فهميدن!!!و کلي شاکي ميشن! در اين زمينه هم من حاضرم خاطرات شما رو بگيرم و بخونم و اينجا بذارم اما با اديت (ميدونين که چرا) پس منتظريم اينم بگم که غير دانشجوييشم بود عيبي نداره

2-موضوعات روز که بايد شما بگيد و منو 15 ساله جان يکيشو بر حسب طرفدار انتخاب ميکنيم :شايدم با کلاس شديم شد موضوع هفته

3-خاطرات روزانه خودم که مسلما بخشي از اون راجع به کارمه راستي من شغلم راه اندازيه دردسره!!! يا به قوله امروزيا آي اس پي و نصب شبکه قابل توجه چت بازها!!! ما همينيم درس هم پاش بيفته ميديم اونم درسهاي مايکروسافت تازه اونم تضميني! چه جوريش بماند!!!
خلاصه اين از ما ميخواهيم اينجا خانه دل ما و شما باشه که بعد يه روز درس يه روز کار شايدم يه روز بيکاري! بياين توش حرف دل بزنين و حرف دل بشنوين ديگه بقيش با خودتون يا علي
مخلص شما داداش کامبيز

پژمان تو وبلاگش يه نوشته خيلي خيلي جالب نوشته كه اينجوري شروع ميشه:

اگه ميخواين با يه آدمي آشنا شين كه........... من فكر كردم اومده وبلاگمو خونده ميخواد واسه اينكه تعداده خواننده هام بالا بره ميخواد منو معرفي كنه. كلي با شور و شوق تا آخر

خوندم ديدم,نخير... از اين خيرا و لطفا كسي به ما نميكنه! ديدم اومده آخر اون طرف رو خودش معرفي كرده. لل. ميخواستم بهش ميل بزنم بگم بابا ما دوتا انده تفاهميما!!!

اين كامبيز جونم بالاخره شروع به نوشتن كرد. خدا كنه قدمش+ نوشته هاش خوب باششه با اومدنش كليي كارمون بگيره !! .آمييييننن!

اين كفتره هم اون روزي برديم بديم پارك ساعي قبول نكردن. حالا كاره منو مامانم شده كفتر بزرگ كني. اگه بذاريمش تو حياط , همش نگرانه اينيم كه نكنه گربه بياد يه بلايي سرش

يباره. اگه بذاريمش تو خونه راه بره, كل خونه رو گند ميزنه. اگه بذاريمش تو قفس,آدم دلش واسش ميسوزه كه اي واي اين بيچاره تو يه قفس كوچولو چطوري ميتونه دوام بياره...

خلاصه اينكه فعلا ذله شديم از دست اين نيم وجبي.....

ميخوام بگم آناهيتا جونم آهنگ اينجا رو عوض كنه. ولي اينقدر آهنگه گل گلدون قشنگه كه دلم نمياد. شما چي مگين؟ ميگين فعلا همين باشه يا عوض كنيمش؟

دختر 15 ساله..


سلاااااااام و منم کامبيز همکارجديده دختر 15 ساله
خودش خيلي خوب منو معرفي کرده و قراره کمکش باشم من خودم وب سايت دارم اما خيلي برام جالبه و مهمه که کمکه اين دوست و همکارم کنم و خودم مهندس کامپيوتر هستم و خيال دارم شما رو همتونو تو زندگيم شريک کنم البته زوري نيستا!!! ميخوام اينجا حرف دل باشه و بس مخلص هستم و توضيح بيشتر باشه شب که بهتون بگم من کيم!!! فعلا پاينده باشين و شاد و مخلص همه داداش کامبيز

سلام به همه.

خب اين وبلاگ ديگه 2 نفري شد........

از امروز يه همكاره جديد هم پيدا كردم..
:آقا كامبيز گل. كه از امروز من و اون با هم مينويسيم.

اين آقا كامبيز ما 23 ساله هست. ديدم كه وبلاگ تك نفره زياد موضوع جالبي نداره يه همكار واسه ودم دست و پا كردم.
نكته: من و آقا كامبيز به جز رابطه ي همكاري,رابطه ي ديگري با هم نداريم.!
ولي آقاي خيلي خوبيه.
نوشته هاشو ببينين و لذت ببرين.
اين شما و همكار جدبد من...................
Tuesday, August 13, 2002

برنامه ي امروز من:

ساعت 7:45: ساعت خودشو داره پاره ميكنه. زير پتو گرمه. بيرون سرده. دلم نميخواد بيام بيرون.
ساعت 8: خودمو راضي كردم اومدم بيرون.ووووووويييي. سرده.......

ساعت 8 تا 8:15: دارم صبونه شير و كيك ميخورم .

8:15 تا 9:15 : دارم زبان ميخونم. به نظرم خيلي آسونه.

9:15 تا 10: استراحت بعد از درس. آهنگ گوش ميدم. آهنگ آيو آيو از گروهه b3.منو ياد d3 انداخت

10 تا 11: زبان. رسيدم به حاهاي سخت از نوع خفن.

11تا 11:30: بازم آهنگ......

11:30 تا 2: نا خود آگاه خوابم برد. چشم باز كردم ديدم ساعت 2 هست.

2: تا 3: ناهار. زرشك پلو با مرغ..هم.......................

3 تا 5 : زبااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ن

5 تا.....: چت. فقط فقط :چت
Monday, August 12, 2002

سلام به همه.

امروز دوشنبه بود و تعطيل بود. هممون تو خونه بوديم. منم حالم خوبه خوب شده. ديگه كسل نيستم. به نظر خودمم قيافم خيلي خوب شده. اعتماد به نفسم 100% برگشته سر جاش.

كسل هم نيستم ديگه. كلي الان خوبم. دعا كنين هميشه همينجوري باشم.

امير عاصف جون اميدوارم تو هم خوب شده باشي. ببين آناهيتا جونم لوگو خوشگلتو گذاشته اينجا...

امروز يه بچه كبوتر خيلي زشت و سياه اومده بود رو پشت بوم خونمون جيغ ودادي راه انداخته بود هممون رفتيم ببينيم چي شده. من ديدمش خيلييي دلم براش سوخت. اينقدر زشت

بود خود به خود آدم دلش واسش ميسوخت. خلاصه آورديمش تو بهش آب و دون داديم. ولي نميدونم چرا اينقد كسله. ميگم نكنه اين مامان داشته ما آورديمش تو خونه از مامانش جدا

شده؟ ولي پشت بوم و هر چي گشتيم كفتر ديگه اي نبود. خلاصه اينكه الالنم داريم ميريم پارك ساعي بديمش اونجا . چون اونجا حيوون ميوون زياد داره ببريم بديم اونجا بذارنش پيش

كفتراي ديگه تنها نباشه. آهنگ وبلاگم هم شده گل گلدون ماااااااااااه شده.آناهيتا جونم ممنونم ازت كه اينمه لطف ميكني اينجا رو درست ميكني.

تو كلاس زبان من اين ترم يه دوستي پيدا كردم خياي ماهه. ماه به تمام معنا. فكر ميكنم جاي اون دوست قبليمو كه تو كلاس زبان داشتم داره پر ميكنه. آخه من تا 1.5 ساله پيش يه

دوستي تو كلاس زبان داشتم اسمش مينا بود. 6 يال با هم دوست بوديم تا اينكه اونا رفتن كانادا. روز آخر كه ميخواستن برن رفتم دم خونشون. واسش يه دونه از اون عروسك

كوكيا كه كوك ميكنن رو ميز ميرقصه خريده بودم با يه عالمه آجيل. آخه مامانم ميگفت واسه كسي كه داره ميره خارج آجيل ميخرن. فكر ميكردم اگه اونجا دلش واسه من تنگ بشه

عروسكرو كوك كنه واسش برقصه ياد من بيفته. فكر ميكردم كه اگه بره باز دوستيمون ادامه پيدا ميكنه. ولي هيچوقت فكر نميكردم كه اگه بره دوستيه 6 سالمون هم با خودش ميبره و

به جز چند تا خاطره كم رنگ چيزي از خودش نميذاره. ولي مينا جزو بهترين دوستام بود. ديگه بعد از اون نتونستم دوستي مثل اون پيدا كنم. ولي امروز با تلفن روشنك ديدم كه

داره يه كم جاش پر ميشه.

راستي.. اسم اون دوستم مينا ارشدي بودش.

شما ميشناسينش؟

دختر 15 ساله


دوستان

سردبير خوردم 

فشار

خورشيد خانوم

زهرا

ساره خانوم

شادي خانوم

عمو حميد

آدمه نصفو نيمه

بوي بارون

اشکان ايزو 9002

سعيد ايزو 9002

فرهاد افتخاري 

 

This page is powered by Blogger. Isn't yours?