دختر 15+1 ساله

 
zirshalvari
Saturday, August 10, 2002

راستي..

يه سوال؟

كسي ميدونه من از كجا ميتونم اون برنامه اي رو كه mp3 رو تبديل به wave ميكنه پيدا و داونلود كنم؟

اگه پيدا كنم ميخوام بدم آناهيتا جونم اينجا آهنگاي خوشگل خوشگل بذاره.

لطفا راهنماييم كنين !!!

سلام.
سياوش جان

تولدت مبارك.
اميدوارم كه 17 سالگي خيلي خوبي رو پيش رو داشته باشي. از صميم قلب بهت تبريك ميگم تولدتو مه 19 مرداد هست.
ولي من خيلي دوس داشتم تولد خودم يا يكي از اعضاي خونوادم تابستون بود. اينجوري خيلي كيف ميداد. آخه تو خونواده 4 نفره ما همه تولدا تو نيمه دوم سال هست و زمستون هست تولد همگيمون. اونم با فاصله هاي خيلي كم. مثلا تولد خودم 30 دي هست. تولد مامانم 10 بهمن, تولد داداشم هم 18 بهمن. يعني همش با 8ـ10 زوز فاصله. اينجوري اصلا خوب نيس. چون آدم از اين همه تولد پشت سر هم زده ميشه.. موقعي كه تو تابستون هوس تولد ميكنم هيشكي تولدش نيست . موقعي كه تو سال تحصيلي آدم فرصت كله خاروندن نداره يه دفعه چند تا تولد ميريزه رو سره آدم. هر چند كه تو اين سالاي آخر ما يه دونه تولدم نگرفتيم. چون تولد من هميشه خورده تو امتحانا. داداشم هم كه دانشجو يه شهر ديگست پيش ما نيست كه واسش تولد بگيريم. مامانم هم كه اصلا حس اينجور چيزا رو نداره. بابام هم كه ميگه تولد و اينجور چيزا مخصوص جووناست از ما گذشته. خلاصه كلام اينكه رفتن به يه تولد درست حسابي به دلمون مونده. هر چند كه سياوش منو امروز تولدش دعوت كرد ولي چون پسر بود مامان و بابام اجازه ندادن. اه . .......... خيلي دلم ميخواست برم.....
خيلي دلم يه مسافرت هوس كرده. ولي مامان و بابام حس مسافرت ندارن. خيلي دلم ميخواست امروز تولد سياوش برم, ولي مامان و بابام چون خيلي دخترشونو دوست دارن !!!! نذاشتن. خيلي دلم هواي شمال كرده, ولي چون مامان بابام از شلوغي شمال خوششون نمياد نميبرتم. خيلي دلم هواي بيرون رفتن كرده , ولي چون مامان اينجانب به تلويزيون نكاه كردن خيلي علاقه دارن منو جايي نميبره. خيلي دلم هوس بارون كرده, ,ولي چون الان تابستونه بارون نميباره, خيلي دلم هواي كوه رفتن كرده, ولي مامان و بابا به علت تعصب زياد نميذارن., خيلي دلم هوس وراجي كردن كرده, ولي كسي نيست به حرفام گوش بده. خيلي دلم ميخواد حال و خوصلم برگرده سر جاش, ولي هي دارم كسل تر ميشم. خيلي دوس دارم.........
Friday, August 09, 2002

من فعلا از همه چي متنفرم.
از خودم , قيافم , بي عرضه گيم از اينكه اينقده مستم كه يادم رفته فونت زيريو يونيكد كنم متنفرم. از اينكه اينقده دست و پا چلفتيم كه بايد واسه وبلاگم هي سر اينو اون خراب بشم متنفرم. از اينكه هيچ كس نتونسته نوشته زيرو بخونه شرمندم. من از اينكه اينقد اين چند روزه فكر ميكنم زشت شدم متنفرم. از اينكه به بعضي چيزا يا كسا خيلي وابستم متنفرم. از اينكه اينقده معتاد چت شدم متنفرم. من از مزاحم تلفنيا كه زگ ميزنن بد بيني درست ميكنن تو خونه نسبت به من متنفرم. . فعلا از همه چي متنفرمممممم. از هودر كه اسممو به لسيت اضافه نميكنه متنفرم. من از بعضيا كه ميل ميزنن فحش ميدن متنفرم. من از ااينكه به بعضيا كه ميگن دوسم دارن شك دارم متنفرم.من از اون كسي كه زده مسنجرمو هك كرده به همه فحش ميده متفرم. من فعلا از همه چي متنفرم.........................
Wednesday, August 07, 2002

ӡǣ.
戡ǐ㠏푦ҠΑLj ԏ堈揮 ߡѓ폣 䟤堦ȡǐ㦠ԣ ҏ䠇Ҡȓ ΦǤ䏥 唠ѝʥ ȦϠȇᇿ ȏ̦ѭ 壠ʑӭϣ 䟤堦ȡǐ㠎懤䏥 凔标Ҡϓʠȏ忠桭 ȇ ߣߠ ㇭ϥ ̦䠚ҭң 栂䇥튇 ̦䣠Ϧȇѥ ϑӊ ԏ.
懭 ʣᭊ㠥㠚斠ԏ宠ǕᇠѭΊ 戡ǐ㠒㭤 ʇ “㦤 ݑޠߑϥ. ѭΊ ϝڥ 픭 戡ǐ㠭堌摭 ȦϠǤǑǞڇ ޭǝԠȥ 15 Ӈᥠ几㭎摏. 桭 ǭ䠭߭ ʣᭊ ȥ 䙑㠈ґ椥 ʑ宠桭 呠ǔ堠ߥ έ᭠ΦԐ᥮ чӊ堤ّ ԣǠޭǝԠ 堘摥¿ ǭ䠎攐ኑ堭Ǡϝڥ 픭忠ʦ 䙑 ΦǥʣǠ͊㇠Ȑ
ǭ䠦ȡǐ㠥䦒 ȭ ߤʦѥ! χѣ ϭ榤堣픣 䟤堊ڏǏ堎懤䏥 凣 ߣ ԏ堈ǔ忠
ѭԈ ѝʥ Ȧϭ㠔呠ȇҭ ȇ χχԣ栭߭ ϭ堇Ҡ݇㭡ǣ椮 ȇҭ 凭懑 ԏ㤠ǒ ʑӠ2 ߭ᦠߣ ߑϣ. 孠Ǧ䠈ǡǠǒ ʑӠ1000 ȇѠ䐑 栤퇒 ߑϣ ΏǭǠ㤠̦䣦 ǒ ʦ 㭎懣 标Ҡǭ䠍ѝǮ Ѥ㠔ϥ ȦϠڭ䥠. 桭 椠̡标椠݇㭡㦤 ߥ ӑ 壠ȦϠΌǡʠ㭟ԭϣ Ǖᇠȥ ̒ ȇѠ̭۠䒏㮎揣栠έ᭠Φ䓑Ϡ栤ʑӠ䔦䠣폇ϣ. ͊椠㭎懓ʠѦώ椥 捔懑 Ȕ堦᭠χχԣ ݊ 㤠㭊ѓ㠭堈Ǒ ǭ䠔ߓʥ 标Ҡǭ䠍ѝǮ 桭 㤠ϝڥ ǭ ݊㠥㇭椠㤠㤠ȇ凊 㭇㮠ʑӠ䏇ѥ ߥ. 桭 Ǧ䠠ȇᇠ㦞ڭ ߥ ӦǑ ԏ㠌椣 Ǧ㏠ʦ ϥ䣦 孠ʦ ϡ㠣퐝ʣ 懭 ڌȠۡح ߑϣ. 桭 ΦϠ壇㠠ʑӭϥ ȦϠ.桭 Ϧʇ㦤 ȥ Ѧ Φϣ椠 䣭Ǧя 㤠ȇ ǭ䟥 χӊ㠠̇㦠έӠ㭟я㠦᭠Ǧ䠈ǡǠȥԠ݊㠟堺 ȥ ѦϠΦ䥠捔堣퐤 ǭ䥿 ǭ䠟堣ǡ堈堲 Ӈᓮ Ǧ䣠 ͑݇ 㤦 ʤ ʤ χԊ ȇ ០ҏ䠊ǭ폠㭟я. ݟѠߤ㠇椠 㦞ڠ҈椔 ȤϠǦ㏥ Ȧ揮.. ᡍ
ǡǤ㠇ҠǭѦȭߠǦ㏣. ǭ䠥㥠ǒ Ǧ᠊Ljӊ椠 ʇ ͇ᇠΦϣ栟Ԋ㠝ޘ ݞؠݞؠ 3 ߭ᦠߣ ߑϣ. ǒ ǣѦҠ䭣 Ӈڊ ߇Ѡȇ ϓʐǥ 壠ȥԠǖǝ堠ߑϣ ߥ ߣ ҦϊѠ䊭̥ Ȑ푣. Ǧ᭤ ̡ӥ ߇Ѡȇ ϓʐǥ ȦϠǣѦҠʤ㠎 ϑϠѝʥ..................................­ 폦ӊ㦠Ϧ Ԥȥ ϭϣ. Ϧ Ӈڊ ȇ 壠Ȧϭ㮠Ǧ桭䠈Ǒ揠ߥ ңǤ ǭ䞏ѠʤϠДʮ ǕᇠǤǑ Ӈڊ 2 Ϟ堈揮 桭 ߡ᭠壠 ΦԠДʮ Έ ݚᇠέ᭠Γʣ. ᘝǠҭǏ ҭǏ Ȥّ폠䙑ʦ䦠ч̚ ȥ ʣᭊ㠈

ݚᇮ.................

Tuesday, August 06, 2002

Hi,
I should confess I was playing around with the template, where I lost every thing..
I'm trying my best to make it like before..
sorry :((
anahita.
Sunday, August 04, 2002

واي ديدن يكي كه خيلي دوسش داري و 2 ماهه كه نديديش خيلي لذت بخشه, مگه نه؟ الان تا دو ساعت ديگه من يكيو ميبينم كه دلم به تمام معنا واسش يه ذره شده. كسيه كه منو با تمام خصوصات بد و خوبم 2 سال تمومه كه داره تحمل ميكنه. امروز ساعت 11 بايكي از دوستاي مدرسم كه 2 ساله باهاش بغل دستيم قرار دارم. نميدونم چي شد كه اينقدر ما با هم صميمي شديم ولي يه دفعه دبدم اون تنها كسيه كه تمامه ريزه كارياي زندگيمو ميدونه. ديدم وقتي كه من خيلي ناراحتم تنها كسيو كه دارم تمام ناراحتيامو بگم اونه.تنها كسي كه بدون هيچ تمسخري به حرفام گوش ميكنه اونه. تنها كسي كه تا حالا به من نگفته ذيوونه اونه. تنها كسي كه من جلوش گريه ميكردم, ناراحتيامو ميگفتم اونه.و تنها دختري كه من با تمامه وجودم دوسش دارمو بهش دل بستم اونه.......
واي از لحظه اي كه آهنگ بلاگم شده آهنگ تايتانيك هي ميام تو بلاگم
گوش ميكنم تا تموم ميشه دوباره ميارمش. اگه يه دفع رفتين تو كنتورم ديدين تعداده بازديد كننده هام چند براربر شده بدونين همش خودمم!!!
ولي من هر چي رو كه به سليقه خودم باشه و اتنخابش كنم اعتماد به نفسم خيلي زياد تر ميشه. مثلا تا ساله پيش اينا كه با مامانم ميرفتيم مانتو اينا بخريم مامانم يه سليقه خودش واسم لباس ميخريد.نظر منم كه ميپرسيد واسه اينكه ناراحتش نكنم ميگفتم آره هميين خوبه ,قشنگه همينو بخريم.ولي واقعا هر وقت اون لباسا رو ميپوشيدم فكر ميكردم الان تو خيابون همه به من زل زدن ميگن اه اه اين دختره چقدر لبديه, واي لباساشو نگاه كن.....البته كسي اينا رو نميگفتا. چون سليقه مامانم بد نيست.ولي من اصلا سليقشو نمسپندم. .همين لباسا با سليقه مامانم باعث شده بود اعتماد به نفسم خيلي بياد پايين. ولي از عيد امسال كه رفتيم خريد ديگه حسابي كفري شدم. گفتم مامان من اينا رو كه انتخاب كردي دوست ندارم.يا اينكه مامان اين لباسا رو هيچكدوم از دوستام نميپوشن و... آخرم مامانم عصباني شد گفت امسال با بابات برو خريد من كاريت ندارم... با بابام خريد كردن كلي بهم كيف داد. همينجور پولو ميداد ميگفت خودت برو بخر من ميرسونمت هر جا كه بگي خودت هر چي دوس داري بخر. اسال عيد من عقدهاي رو كه چند سال بود داشتم تا به سليقه خودم لباس بخرم رو وا كردم.با اينكه كلي از اطرف مامانم دعوا شدم ولي دگه تو خيابون كه ميرم فكر ميكنم همه ميگن واي چه دختر خوش تيپ و خوش لباسي. واي مانتوشو ببين و...(آرزو بر جوانان عيب نيست!(
آخ جون كي ساعت 11 ميشه برم پيشه دوستم؟؟؟؟
راستي شما كه ميابن تو بلاگم تو لود كردنش مشكل ندارين؟ چون من 2 3 روز هست كث خيلي از لوگو ها رو نميبينم. . شما چي؟ ميبينين؟


دختر 15 ساله


دوستان

سردبير خوردم 

فشار

خورشيد خانوم

زهرا

ساره خانوم

شادي خانوم

عمو حميد

آدمه نصفو نيمه

بوي بارون

اشکان ايزو 9002

سعيد ايزو 9002

فرهاد افتخاري 

 

This page is powered by Blogger. Isn't yours?