دختر 15+1 ساله

 
zirshalvari
Saturday, July 27, 2002

مراقبت هاى تربيتى كودك
1- احتياط واجب آن است كه مرد نامحرم دختر بچه شش ساله را در دامن نگيرد.(1)

2- مرد مى تواند دختر بچه نامحرمى كه شش سالش تمام نشده را بر دامن خود بنشاند ولى از روى شهوت جايز نيست .(2)

3- بنابراحتياط واجب بوسيدن دختر بچه شش ساله بر مردم جايز نيست .(3)

4- بستر كودكان ده ساله بايد از يكديگر جدا شود .(4)

5- لمس كردن پسر بچه و دختر بچه غير مميز توسط زن يا مرد , اگر تحريك شهوت را در پى نداشته باشد جايزاست ; وگرنه جايز نيست .(5)

6- پوشاندن عورت از پسر بچه ها و دختر بچه هاى مميز , به ويژه آنهايى كه در آستانهء بلوغند, بر مردان و زنان واجب است .(6)

7- نگاه كردن به عورت كودكان مميز جايز نيست , خواه نگاه كننده زن باشد يا مرد, به پسر بچه نگاه كند يا به دختر بچه .(7)

8- زن نامحرم در مقابل پسر بچه مميز , اگر باعث تحريك شهوت پسر شود, بايد خودش را از او بپوشاند و اگرباعت تحريك او نشود, پوشاندن , واجب نيست(8)

9- اگر عادتاً امكان داشته باشد كه شهوت پسر در اثر نگاه كردن , تحريك شود, احتياط واجب آن است كه زن بدن و موى خود را از او بپوشاند.(9)

10- زن مى تواند ـ بجز عورت ـ به ساير اعضاى بدن پسر بچه غير مميز نگاه كند, البته به اين شرط كه كودك به حدى نباشد كه نگاه كردن به او باعث تحريك شهوت زن شده و يا امكن تحريك شهوت داشته باشد.(10)

11- نگاه كردن به بدن دختر بچه نابالغ : با قصد لذت حرام است(11) و بدون قصد اگر باعث تحريك شهوت نشود جايز است .(12)

12- نگاه كردن به بدن دختر بچه نابالغ مميزى كه ديدن او معمولاً باعث تحريك شهوت , مى شود چه با قصد];لذت باشد چه بدون آن حرام است(13) .

13- مرد نامحرم , بدون لذت و وجود شهوت , بنابر احتياط واجب فقط به جاهايى از بدن دختر نابالغ مى تواندخنگاه كند كه رسم بر پوشاندن آن نيست .ولى جاهايى كه معمولا آن را مى پوشانند; مثل ران و باسن و پشت و سينه احتياط واجب آن است كه نگاه نكند.(14)

14- بر ولى كودك لازم است او را از آنچه موجب فساد اخلاقش مى شود و به عقايدش ضرر مى زند حفظ كند .(15)

15- پدر و مادر مى توانند براى تربيت فرزندان خود, آنها را به انجام كارهاى خانه از قبيل جارو كردن و لباس تشستن و خريد نان و ... امر كرده و بدون مزد آنان را به اين كارها وادار كنند.(16)

16- مهاجرت به كشورهاى غير اسلامى در صورتى كه عمل به وظايف دينى ممكن باشد مانعى ندارد, هر چندت انسان ظن قوى داشته باشد كه فرزندانش تحت تأثير جو آن كشورها قرار مى گيرند.(17)


--------------------------------------------------------------------------------

جالب بود نه؟ من كه خودم هيچ كدوم از اينا رو نميدونستم, نميدونم واسه شما هم جالبه از اين نوع اطلاعات يا نه ؟؟؟؟!!

راستي مگه شوهر خاله به آدم محرم نيست؟ تو روزنامه ايران نوشته بود كه به يه دختر 15 ساله توسط شوهر خاله ي نجيبشون!!! تجاوز شده. خيلي ناراحت شدم با اين خبر. ديگه نميشه به هيچ كس اعتماد كرد, حتي شوهر خاله كه يه جورايي مثل بابا ميمونه واسه آدم, چه كثافت كاريايي كه تو اين دنيا نميشه............
Friday, July 26, 2002

سلام !

اينم از اولين عكس تو بلاگم ! اينجا خرداديان بيشتر شبيه ماهي گيرا افتاده تا كسي كه تعليم رقص ميده!

الان ساعت 8:22 صبحه. اتفاق خاصي نيفتاده تا تعريف كنم! امروز باز ميام. فعلا باي.......


من خيلييييييييييييي لجبازم!

همش دوست دارم دفاع كنم, انكار كنم ولي حرف اون طرفو قبول نكنم! دوس دارم نصيحتاي مامانمو قبول كنم , دوس ندارم ديگه بهش بگم من راهمو خودم ميدونمو دوس دارم بهش بگم كه تا حالا به همه حرفايي كه بهم زدي رسيدم, دوس دارم بگم مامان به خدا من كله شق نيستم همه حرفاتو از اين به بعد ميخوام گوش بدم. ولي نميدونم چرا نميتونم. وست دارم خودمو تافته جدا حساب بيارم. ميخوام بگم مثلا خودم راهمو ميدونم. فقطه فقط من درست ميگم و بقيه هيچي نميدونن. با اينكه شايد تو دلم بگم كه مامانم درست ميگه ولي در ظاهر انكار ميكنم. دوس دارم يه كم مثل داداشم نصيحت پذير باشم. نميدونم چرا اگه حرف طرف تعريف از من باشه قبول ميكنم. اگه بد بگه دفاع ميكنم. نميدونم چرا با مامانم لج كردم. به خدا دوسش دارم. دوس دارم بهش بگم بهش كه خيلييييييييييييييي دوسش دارم , نميدونم چرا روم نميشه. نميدونم چرا من اينقدر با مامانو بابام رودربايستي دارم. ازشون خجالت ميكشم.. جلوشون روم نميشه گريه كنم. ولي شايد جلو يه غريبه زار بزنم ولي خجالت نكشم.اسم يه پسر جلو مامانم اينا بياد من از خجالت آب ميشم ولي اگه شايد اسم اون پسر جلو يه آدم غريبه بياد بشينم با آب و تاب راجع بهش صحبت كنم ولي خجالت نكشم! اسم يه هنر پيشه مرد بياد من آب ميشم ولي تو مكاناي عمومي نشينم 2 ساعت راجع بهش صحبت كنم ولي آب نشم!
نميدونم حالم گرفتست. سرم بدجور خورده به سنگ.............
Thursday, July 25, 2002

سلام!

اين چند روزه واقعا بايد از همه معذرت ميخوام كه نبودم! مادر بورد سوزوندم بدجووري! 70 تمن خرج گذاشت رو دستمون + اينكه تمامه اطلاعام پاك شد!

راستي وبلاگم رو ميبينين چه خوشگل شده؟ همش زحمت يكي از دوستاي عزيزم به نامه آناهيتا هستش كه واقعا داره سنگ تموم ميذاره واسم ! همينجا ميخوام يه تشكر جانانه بكنم ازش بهش بگم كه خيلي خانومي خيلي دوست دارم!

راجع به عكس الا كه اون دخترس خيليا ازم پرسيدن كه اون خودتي؟ حالا جواب:
نه اون من نيستم ّ!! عكس فقط جنبه تزييني داره! حالا قيافش چه جوريه ميپسندين يا نه؟ ميخوام يه عكس پيدا كنم شبيه خودم باشه بدم آناهيتا جونم بذاره به جاي عكس اين دختره! فهعلا كه دارم سعي ميكنم كه پيدا كنم!

خب من داداشم اومد از فيروز آباد. همون داداشه قبليمه. اصلا عوض نشده. موقعي كه اومد دوتامون تو بغل هم گريه كرديم. بهش گفتم كه دلم براش يه ذرا شده. موقعي هم كه تنها شديم بهش يواش گفتم كه دوست دارم..................
هيچي نگفت !!
روزه اوول دوتامون تو كف هم بوديم ولي از روزه دوم دوباره شيطنتا شروع شد, دادو فريادا, دعوا سر اينكه نوبته كيه كه پاي نت بشينه, بيرون رفتا همه و همش شروع شد.! ولي اصلا فكر نميكردم كه اگه دادشم بياد روابط مثل قبل بشه! ولي حالا كه اومده ديدم اشتباه كردم. دوتامون عينه گذشته ايم فقط فقط الان بيشتر قدر همو ميدونيم!!

راستي اين ايروبيك رفتناي منم مثل اينكه داره نتيجه ميده , چون دااشم ميگه هيكلت مثل بريتني شده! حسابي خوشتيپ دارم ميكنم !!! لل!

خب من با كنتوري كه گذاشتم فهميدم كه روزانه به طور ميانگين 20 نفر بازديد كنندا دارم. اميدوارم كه اين ميزان بالاتر بره! راستي صفحه نظر خواهي هم ك داره وبلاگم! از يه پيام كوتاه دريغ نكنين ديگه؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

خب الان ساعت 20 دقه بث يك بعد از ظهره!. بايد كم كم برم استخر!
ديگه حتما زود زود مينويسم!

فعلا.........

دختر 15 ساله


دوستان

سردبير خوردم 

فشار

خورشيد خانوم

زهرا

ساره خانوم

شادي خانوم

عمو حميد

آدمه نصفو نيمه

بوي بارون

اشکان ايزو 9002

سعيد ايزو 9002

فرهاد افتخاري 

 

This page is powered by Blogger. Isn't yours?